آبان
۳۰
Posted (شایان) in عمومي on آبان-۳۰-۱۳۸۷

این ترک نیست به رخساره ی ما

آینه گفت

 چین پیری است

 تو گفتی

که به سیمای شماست

بغض او پر شد و در چشم زلالش ترکید

از غم توست شیاری که به پیشانی ماست

روز گرداندی و ، اندوه تو بر گونه چکید

چشم گریان تو بر چهره ی دیوار افتاد

پاره سنگی چو دل از سینه ی او بیرون جست

پیش پای تو فرود آمد و از کار افتاد

آه دیوار

 تو گفتی

چه شد آن سایه ی من

 که شبی ماه به رخسار تو رقصانیدش؟

نیست افسوس

سر از شرم به پایین انداخت

خنده ی بی سبب ماه نخندانیدیش

روی گرداندی و تصویر تو در آب نشست

 برکه جان !‌ کیست؟

 تو پرسیدی و او هیچ نگفت

می شناسی تو مرا؟

باز تو پرسیدی و ماه

رفت و ابر آمد و تصویر تو را پاک نهفت

 اشک گرم تو فرود آمد و بر گونه چکید

اشک گرمی که در او شادی و غم پنهان بود

 آب و آینه و دیوار تو را می جستند

 دل من نیز به سودای تو سرگردان بود

 همه را دیدی و نام منت از خاطر رفت

همه را خواندی و تصویر من از دل راندی

پاریا بودم و چون سوختم از آتش قهر

مشت خاکسترم از خشم بر آب افشاندی؟

چون گل ماه که پرپر کندش پنجه ی موج

غنچه ی یاد تو پرپر شد و بر خاک نشست

دل من ، آینه ای بود و پر از نقش تو بود

 دیگر آن آینه کز نقش تو پر بود ، شکست

شاعر:نادر نادرپور
منبع:کتاب عاشقانه ها



 
آبان
۲۹
Posted (شایان) in عمومي on آبان-۲۹-۱۳۸۷

برای دیدن عکس ها در اندازه بزرگ،بر روی آنها کلیک کنید

ادامه مطلب »



 
آبان
۲۸
Posted (شایان) in عمومي on آبان-۲۸-۱۳۸۷

چه زیبا بود عشق

اگر ساعت را

هرگز نمی شناخت

و چه زیبا بود ساعت

اگر هرگز

ساعت نبود

بعدازظهرهای لیمویی را شب می کنیم

در باغ های موسیقی

با چتری از شعر

و بارانی از آفتاب

لبانش آخرین کلام در زیبایی است

و چشمانش

آسمان را

به رقص می خواند

می خواند، می خواند، می خواند

با چشمانی از شراب

و لبخندی از نیشکر

می خواند و می دانم، می دانم

که دستی هست

که بعدازظهرها را

قهوه ای می کند

چرا که عشق

از قوس قزح ناتمام تر است

چرا که انسان

کامل نیست

زمین کامل نیست

منظومه ی شمسی

و کهکشان ها

نیز

شاعر:کیومرث منشی زاده
منبع:کتاب عاشقانه ها



 
آبان
۲۷
Posted (شایان) in سخن بزرگان on آبان-۲۷-۱۳۸۷

«بخش حرف ت»

تابوت،برادر گاهواره استآلمانی

***

تا تو طالب دنیا شوی،ونیا بر تو سلطان بود،و چون از وی روی بگردانی،تو بر وی سلطان باشیشیخ ابوالحسن خرقانی

***

تا تو مرا بد خواهی و خود را نیک،نه مرا بد آید و نه تو را نیکخواجه عبدالله انصاری

***

تاریخ،سیر خود را به زندگی مردان بزرگ بنا نموده استکاردلایل

***

تا زمانی که انسان بپندارد که بدتر از او بین مخلوق یافت شود،متکبر محسوب شودبا یزید بسطامی

***

ادامه مطلب »



 
آبان
۲۶
Posted (شایان) in عمومي on آبان-۲۶-۱۳۸۷

ای دختران! میان شما دیده ام شبی

او را که چون شما، دلی از من ربود و برد

در آسمان نبود که گویم فرشته بود

همچون شما به روی زمین راه می سپرد

زلفش؟

!نه دود بود و نه زنجیر، زلف بود

چشمش؟

!نه سبز بود و نه آبی، سیاه بود

رویش؟

!نه سبزه بود و نه گلگون، سپید بود

میلش؟

!نه عشق بود و نه تقوا، گناه بود

یادم نمانده دخترکی بود یا زنی

اما نمی گریخت ز من تند و پر شتاب

اندام او نبود به نرمی چو ماهتاب

لبخند او نبود به گرمی چو آفتاب

هر چند چون زنان دگر جلوه ها فروخت

رخساره ام به دیدن او رنگ خود نباخت

بر من چو خیره گشت نگاهش مرا نسوخت

…تنها گذشت در دلم این آرزو که کاش

ای دختران میان شما گم شد او شبی

شاعر:حسن هنرمندی
منبع:کتاب عاشقانه ها



 
آبان
۲۵
Posted (شایان) in عمومي on آبان-۲۵-۱۳۸۷

در زیر سایه روشن ماه پریده رنگ

در پرتوی چو دود، غم انگیز و دلربا

افتاده بود و زلف سیاهش به دست باد

مواج و دلفریب

می زد به روشنایی شب نقش تیرگی

می رفت جویبار و صدای حزین آب

گویی حکایت غم یاران رفته داشت

وز عشق های خفته و اندوه مردگان

رنجی نهفته داشت

در نور سرد و خسته ی مهتاب، کوهسار

چون آرزوی دور

چون هاله ی امید

یا چون تنی ظریف و هوسناک در حریر

می خفت در نگاه

وز دشت های خرم و خاموش می گذشت

آهسته شامگاه

او، آن امید جان من، آن سایه ی خیال

می سوخت در شراره ی گرم خیال خویش

می خواند در جبین درخشان ماهتاب

افسانه ی غم من و شرح ملال خویش

شاعر:فریدون توللی
منبع:کتاب عاشقانه ها



 
آبان
۲۴
Posted (شایان) in آثار, فريدون مشيري, موي سپيدان on آبان-۲۴-۱۳۸۷

من امشب تا سحر خوابم نخواهد برد

همه اندیشه ام اندیشه فرداست

وجودم از تمنای تو سرشار است

زمان در بستر شب خواب و بیدار است

هوا آرام شب خاموش راه آسمان ها باز

خیالم چون کبوترهای وحشی می کند پرواز

رود آنجا که می یافتند کولی های جادو گیسوی شب را

همان جا ها که شب ها در رواق کهکشان ها عود می سوزند

همان جاها که اختر ها به بام قصر ها مشعل می افروزند

همان جاها که رهبانان معبدهای ظلمت نیل می سایند

همان جا ها که پشت پرده شب دختر خورشید فردا را می آرایند

همین فردای افسون ریز رویایی

همین فردا که راه خواب من بسته است

همین فردا که روی پرده پندار من پیداست

همین فردا که ما را روز دیدار است

همین فردا که ما را روز آغوش و نوازش هاست

همین فردا همین فردا

من امشب تا سحر خوابم نخواهد برد

زمان در بستر شب خواب و بیدار است

سیاهی تار می بندد

چراغ ماه لرزان از نسیم سرد پاییز است

دل بی تاب و بی آرام من از شوق لبریز است

به هر سو چشم من رو میکند فرداست

سحر از ماورای ظلمت شب می زند لبخند

قناری ها سرود صبح می خوانند

من آنجا چشم در راه توام ناگاه

ترا از دور می بینم که می ایی

ترا از دور می بینم که میخندی

ترااز دورمی بینم که می خندی و می ایی

نگاهم باز حیران تو خواهد ماند

سراپا چشم خواهم شد

ترا در بازوان خویش خواهم دید

سرشک اشتیاقم شبنم گلبرگ رخسار تو خواهد شد

تنم را از شراب شعر چشمان تو خواهم سوخت

برایت شعر خواهم خواند

برایم شعر خواهی خواند

تبسم های شیرین ترا با بوسه خواهم چید

وگر بختم کند یاری

در آغوش تو

ای افسوس

سیاهی تار می بندد

چراغ ماه لرزان از نسیم سرد پاییز است

هوا آرام شب خاموش راه آسمان ها باز

زمان در بستر شب خواب و بیدار است



 
آبان
۲۳
Posted (شایان) in اس ام اس عاشقونه on آبان-۲۳-۱۳۸۷

کلاس عشق ما دفتر ندارد،به او گفتم که مجنون تو هستم ولی آن بی وفا باور ندارد

***

ای کاش سه قطره اشک در چشمانت بودم با اولی می جنگیدم با دومی انتقام می گرفتم و با سومی ثابت می کردم که دوستت دارم

***

ای کاش می دانستم پس از مرگم اولین قطره اشکی را چه کسی برایم می ریزد و آخرین کسی که مرا فراموش می کند کیست

***

امروز با هم بودن را تجربه می کنیم و شاید فردا به یاد هم بودن را.پس امروزمان را زیبا کنیم به حرمت یاد خاطرات فردا

***

به شانه ام زدی تا تنهایی هایم را بتکانی به چه اندیشیده ای، ای دوست به تکاندن برف از شانه های آدم برفی

***

ادامه مطلب »



 
آبان
۲۳
Posted (شایان) in آثار, سهراب سپهري, موي سپيدان on آبان-۲۳-۱۳۸۷

روی علف ها چکیده ام

من شبنم خواب آلود یک ستاره ام

که روی علف های تاریکی چکیده ام

جایم اینجا نبود

نجوای نمنک علف ها را می شنوم

جایم اینجا نبود

فانوس

در گهواره خروشان دریا شست و شو می کند

کجامیرود این فانوس

این فانوس دریا پرست پر عطش مست ؟

بر سکوی کاشی افق دور

نگاهم با رقص مه آلود پریان می چرخد

زمزمه های شب در رگ هایم می روید

باران پرخزه مستی

بر دیوار تشنه روحم می چکد

من ستاره چکیده ام

از چشم ناپیدای خطا چکیده ام

شب پر خواهش

و پیکر گرم افق عریان بود

رگه سپید مر مر سبز چمن زمزمه می کرد

و مهتاب از پلکان نیلی مشرق فرود آمد

پریان می رقصیدند

و آبی جامه هاشان با رنگ افق پیوسته بود

زمزمه های شب مستم می کرد

پنجره رویا گشوده بود

و او چون نسیمی به درون وزید

کنون روی علفها هستم

و نسیمی از کنارم می گذرد

تپش ها خسته شده اند

ای پوشان نمی رقصند

فانوس آهسته پایین و بالا می رود

هنگامی که او از پنجره بیرون می پرید

چشمانش خوابی را گم کرده بود

جاده نفس نفس می زد

صخره ها چه هوسنکش بوییدند

فانوس پر شتاب

تا کی می لغزی

در پست و بلند جاده کف بر لب پر آهنگ ؟

زمزمه های شب پژمرد

رقص پریان پایان یافت

کاش اینجا نچکیده بودم

هنگامی که نسیم پیکر او در تیرگی شب گم شد

فانوس از کنار ساحل به راه افتاد

کاش اینجا در بستر علف تاریکی نچکیده بودم

فانوس از من می گریزد

چگونه برخیزم ؟

به استخوان سرد علف ها چسبیده ام

و دور از من فانوس

درگهواره خروشان دریا شست و شو می کند



 
آبان
۲۱
Posted (شایان) in آثار, موي سپيدان, نيما يوشيج on آبان-۲۱-۱۳۸۷

۱۲۷۶ تولد در دهکده ی یوش مازندران ، ۲۱ آبان برابر ۱۵ جمادی الثانی ۱۳۱۵ قمری ، ۱۱ نوامبر ۱۸۹۸

۱۲۹۶ دریافت تصدیق نامه از مدرسه ی عالی سن لویی تهران

۱۲۹۸ کار در وزارت مالیه

۱۳۰۰ انتشار « قصه ی رنگ پریده » . ناشر خود شاعر . تهران مطبعه ی سعادت

۱۳۰۱ انتشار قسمتی از « افسانه » در روزنامه ی « قرن بیستم » میرزاده  عشقی

۱۳۰۲ انتشار شعر « ای شب » در مجله ی بهار

۱۳۰۳ انتشار کتاب « منتخبات آثار » محمد ضیاء هشترودی . تهران کتابخانه ی بروخیم . ازدواج با عالیه جهانگیر-۶ اردیبهشت

۱۳۰۵مرگ پدر ابراهیم نوری، ۲ خرداد . انتشار کتاب « فریادها » شامل شعر خانواده ی سرباز و ۳ شعر دیگر

۱۳۰۷ اقامت و تدریس در بارفروش-بابل

۱۳۰۹ اقامت و تدریس در لاهیجان و رشت . نگارش داستان « مرقد آقا » چاپ شده در مجموعه ی افسانه ، کلاله ی خاور

۱۳۱۰ اقامت و تدریس در آستارا

۱۳۱۲ اقامت در تهران

۱۳۱۶ تدریس در مدرسه عالی صنعتی تهران

۱۳۱۷ عضویت در هیئت تحریریه ی مجله ی « موسیقی » به مدیریت غلامحسین مین باشیان به همراهی صادق هدایت ، عبدالحسین نوشین و محمدرضاء هشترودی . انتشار شعر و رساله ی « ارزش احساسات در زندگی هنرپیشگان » در این مجله

۱۳۲۵ شرکت در نخستین کنگره ی نویسندگان ایران . خانه ی « وکس » خرداد ماه . خوتندن شعر و زندگینامه ی خودنوشت

۱۳۲۶ همکاری با مجله ماهانه مردم

۱۳۲۷ همکاری با مجله های خروس جنگی و کویر

۱۳۲۹ انتشار « افسانه » انتشارات علمی با مقدمه یاحمد شاملو . انتشار « دو نامه » ، نامه از نیما یوشیج به شین پرتو و از شین پرتو به نیما یوشیج . تهران

۱۳۳۳ انتشار « نیما یوشیج و قسمتی از اشعار او » در « مجموعه کیست ، چیست ؟ » ۹۶ صفحه به کوشش ابوالقاسم جنتی عطایی ، ناشر احمد ناصحی

۱۳۳۴ انتشار مستقل « ارزش احساسات » به کوشش ابوالقاسم جنتی عطایی. تهران ، صفی علیشاه

۱۳۳۶ انتشار « مانلی » به کوشش ابوالقاسم جنتی عطایی ، تهران ، صفی علیشاه

۱۳۳۸ خاموشی ۱۳ دی ماه . به صورت امانی در امامزاده عبدالله تهران به خاک سپرده می شود

۱۳۳۹ انتشار « افسانه و بخشی از رباعیات » با نظارت دکتر محمد معین و با همکاری جلال آل احمد ، ابوالقاسم جنتی عطایی و پرویز داریوش . تهران ، کیهان

۱۳۴۰ آغاز گردآوری ، نسخه برداری و تدوین اثار منتشرنشده ی او توسط سیروس طاهباز با انتشار شماره ی دوم « آرش » ویزه ی نیما یوشیج

۱۳۴۲ انتشار « برگزیده ی شعرهای نیما یوشیج » به کوشش سیروس طاهباز . کتابهای جیبی

۱۳۴۴ انتشار « ماخ اولا » ، گردآوری ، نسخه برداری و تدوین سیروس طاهباز . تبریز ، شمس

۱۳۴۵ انتشار « شعر من » ، گردآوری ، نسخه برداری و تدوین سیروس طاهباز . تهران ، مروارید

۱۳۴۶ انتشار « شهر شب ، شهر صبح » ، گردآوری ، نسخه برداری و تدوین سیروس طاهباز . تهران ، مروارید . انتشار « ناقوس » ، گردآوری ، نسخه برداری و تدوین سیروس طاهباز . تهران ، مروارید

۱۳۴۸ انتشار « یادداشتها » ، گردآوری ، نسخه برداری و تدوین سیروس طاهباز . امیرکبیر . مجموعه ی اندیشه

۱۳۴۹ انتشار « قلم اندار » ، گرداوری ، نسخه برداری و تدوین سیروس طاهباز . تهران ، دنیا . انتشار « آهو و پرنده ها » ، ویراسته ی سیروس طاهباز با نقاشیهای بهمن دادخواه . تهران ، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان

۱۳۵۰ انتشار « توکایی در قفس » ،، ویراسته ی سیروس طاهباز با نقاشیهای بهمن دادخواه . تهران ، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان . انتشار « دنیا، خانه ی من است » پنجاه نامه از نیما یوشیج . گردآوری ، نسخه برداری و تدوین سیروس طاهباز. تهران ، انتشارات زمان . انتشار « نامه های نیما به همسرش عالیه » ، گردآوری ، نسخه برداری و تدوین سیروس طاهباز . تهران ، انتشارات آگاه . انتشار « فریادهای دیگر و عنکبوت رنگ » ، گردآوری ، نسخه برداری و تدوین سیروس طاهباز . تهران ، انتشارت دنیا .انتشار « کندوهای شکسته » ، مجموعه داستان . گردآوری ، نسخه برداری و تدوین سیروس طاهباز . تهران . نیل

۱۳۵۱ انتشار « کشتی طوفان » پنجاه نامه ی دیگر از نیما یوشیج ، گردآوری ، نسخه برداری و تدوین سیروس طاهباز . تهران ، دنیا . انتشار « ارزش احساسات وپنج مقاله در شعر و نمایش » ، گردآوری ، نسخه برداری و تدوین سیروس طاهباز . تهران ، گوتنبرگ . انتشار « آب در خوابگه مورچگان » ، ۵۴۰ رباعی . گردآوری ، نسخه برداری و تدوین سیروس طاهباز .تهران ، امیرکبیر

۱۳۵۲ تا ۱۳۷۰ انتشار بسیاری از نامه ها ی منتشر نشده و مجموعه آثار بصورت دفتر …

۱۳۷۲ انتقال کالبد به «یوش» و به خاک سپاری در حیاط خانه اش که از اماکن حفاظت شده میراث فرهنگی کشور است

انتشار «دنیا خانه من است» ، به مناسبت کنگره بزرگداشت صدمین سال تولد نیما . منتخبی از شعر و نثر نیما یوشیج به کوشش سیروس طاهباز. تهران ، مرکز انتشارات کمیسیون ملی یونسکو در ایران

۱۳۷۹ انتشار «غول و نقاش» دو طرح برای کودکان ، ویراسته سیروس طاهباز با نقاشی بهرام دبیری . تهران ، نشر ماه ریز

انتشار «دو سفر نامه از نیما یوشیج» (بار فروش و رشت) ، به کوشش علی میر انصاری . تهران ، سازمان اسناد ملی ایران

۱۳۸۰ انتشار «روجا» مجموعه اشعار طبری نیما ، برگردان مجید اسدی . تهران انتشارات شلاک

۱۳۸۴ انتشار «درباره ی هنر و شعر و شاعری» به کوشش سیروس طاهباز . تهران ، موسسه انتشارات نگاه